دوشنبه هجدهم آبان 1388
شرمنده ام !
|
من خیلی شرمنده ام
وَإِذَا مَسَّ الإِنسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَآئِمًا فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَن لَّمْ يَدْعُنَا إِلَى ضُرٍّ مَّسَّهُ كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ . هرگاه آدمی به رنج و نیازی افتد همان لحظه به هر حالت که باشد به پهلو یا نشسته یا ایستاده ما را به دعا بخواند .
آنگاه که رنج و زیانش برطرف شود باز به حال غفلت و غرور چنان باز می گردد که گوئی هیچ ما را برای دفع ضرر و رنج خود نخوانده، همین غفلت است که اعمال زشت را در نظرشان زیبا نموده است. ﴿سوره یونس ۱۲- منبع- پارس قرآن دات کام﴾ قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام كه هر وقت در كوچه مان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند " چه كس مرده است؟ " چه غفلت بزرگی كه می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل كرده است .
كه ترا بر روی برنج نوشته،یكی ذوق میكند كه ترا فرش كرده ،یكی ذوق میكند كه ترابا طلا نوشته ،یكی به خود میبالد كه ترا در كوچك ترین قطع ممكن منتشر كرده و ... ! آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی كنیم ؟
قرآن ! من شرمنده توام اگر حتی آنان كه ترا می خوانند و ترا می شنوند ،آنچنان به پایت می نشینند كه خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند . اگر چند آیه از ترا به یك نفس بخوانند مستمعین فریاد میزنند" احسنت ...! " گویی مسابقه نفس است ...
قرآن ! من شرمنده توام اگر به یك فستیوال مبدل شده ای حفظ كردن تو با شماره صفحه ،خواندن تو آز آخر به اول ،یك معرفت است یا یك ركورد گیری؟ ای كاش آنان كه ترا حفظ كرده اند ،حفظ كنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نكنند . خوشا به حال هر كسی كه دلش رحلی است برای تو . آنانكه وقتی ترا می خوانند چنان حظ می كنند ،گویی كه قرآن همین الان به ایشان نازل شده است آنچه ما باقرآن كرده ایم تنها بخشی از اسلام است كه به صلیب جهالت كشیدیم سلامت و تندرست و پیروز باشید در پناه آرامش بخش جانها |
دوشنبه هجدهم آبان 1388
راهکارهایی برای "مثبت اندیشی"
از آنجا که در ساختار شخصیت ما انسان ها، افکار از چنان قدرتی برخوردارند که میتوانند سازنده یا ویرانگر باشند، بنابراین باید به خود و فرزندانمان بیاموزیم که افکارمان را هوشمندانه کنترل کنیم تا در زندگی به موفقیتها و کامیابیهای بزرگی دست یابیم. توصیه های زیر در همین زمینه است :
. نسبت به خودمان احساس خوبی داشته باشیم و خود را خوب، توانا و با ارزش بدانیم.
. لیستی از صفات مثبت خود تهیه کنیم و راههای تقویت آنها را بیابیم و تجربه کنیم.
. لیستی از افکار منفی خود در طی روز تهیه و سعی کنیم برای هر فکر منفی یک فکر مثبت معادل بیابیم تا به کمک آن بتوانیم با افکار منفی مقابله کنیم.
. سعی کنیم در گفتار و برخوردهای روزانه از کلمات و جملات مثبت استفاده کنیم، مثلاً در ملاقات با دیگران بجای استفاده از کلمه "خسته نباشید" که دارای بار منفی و القای حس خستگی است، بگوییم "خدا قوت"، "شاد باشید" و یا "پر انرژی باشید"
. افکار خود را متوجه خوبیها و جنبههای مثبت زندگی کنیم تا به مرور مثبتنگر شویم.
. با خوشبینی سعی کنیم، دستوراتی به ذهن خود بدهیم که اندیشههای جدید مثبت شکل گیرند.
. هر روز صبح که از خواب بر میخیزیم با نگاه کردن به منظره ی یک تابلوی نقاشی زیبا و یا اسماءالله روز خود را با نشاط و خوشبینی آغاز کنیم.
. از افراد منفینگر یا موقعیتهایی که باعث ایجاد افکار ناخوشایند و منفی میشوند دوری و یا سعی کنیم کمتر با آنها برخورد داشته باشیم.
. به مشکلات به عنوان محکی برای ارزیابی تواناییهای خود نگاه کنیم و هرگز نتیجه ی بدی را پیشبینی نکنیم، زیرا مشکلات فقط به اندازهای مهم هستند که ما آنها را مهم میپنداریم.
. به لحظات و خاطرات زیبا و دوست داشتنی گذشته ی خود فکرکرده و سعی کنیم آنها را تکرار نماییم.
. از تردید و دودلی دوری کرده و کارها را با جدیّت دنبال کنیم.
. به ندای منفی درونی خود و تلقینهای مخرب و نگران کنندهی دیگران بیتوجه باشیم و سعی کنیم عکس آنها را انجام دهیم.
به قدرت بیکران خداوند ایمان داشته باشیم و با خود تکرار کنیم که من لیاقت بهترینها را دارم و با لطف خدای بزرگ به آنها خواهم رسید.
. از میان اهداف خود هدفی را انتخاب کنیم که امید بیشتری به موفقیت آن داریم و در تلاش برای تحقق آن، به فکر تأیید یا تکذیب دیگران نباشیم.
. در توصیف احوال و زندگی خود از کلمات مثبت استفاده کنیم.
. در تعریف از افراد خانواده یا دوستان از کلمات مثبت و روحیه بخش استفاده کنیم (فلانی شخص بسیار شریف و بزرگواری است.)
.. از چشم و همچشمی و حسادت که باعث ایجاد افکار منفی میشود دوری و سعی کنیم روش زندگی خود را خودمان انتخاب کنیم.
. هرگز شعار خواستن، توانستن است را فراموش نکنیم و بدانیم که در سایه ی سعی و تلاش به آنچه بخواهیم میرسیم.
. قدر لحظات زندگی را بدانیم و از آنها به خوبی استفاده کنیم، زیرا هرگز تکرار نخواهد شد.
. برای تغییر اوضاع و شرایط نامساعد اقدام کنیم و مطمئن باشیم که میتوانیم آنها را از بین ببریم.
. از خود انتظار بیش از حد نداشته باشیم و خود را همه فن حریف ندانیم، به عبارت دیگر از کمال گرایی مطلق که باعث اضطراب و احساس عجز و ناتوانی میشود خودداری کنیم.
. خود را از قید و بندهای آزاردهنده رها ساخته و ساده زندگی کنیم تا فکر و خیال آسودهای داشته باشیم.
. از انزوا و گوشهگیری که باعث ایجاد افکار منفی میشود دوری کرده و اوقات خود را در جمع خانواده، فامیل و دوستان سپری کنیم.
. هر وقت احساس کردیم که افکار منفی سراغمان آمده است، وضعیت خود را تغییر دهیم و به کاری سرگرم شویم.
. ممکن است هنگام خواب در رختخواب افکار منفی به سراغمان بیاید، تا خسته نشدهایم به رختخواب نرویم.
. هرگز به هیچ وجه خود را بدبخت، ناتوان و درمانده احساس نکنیم.
. اعتماد به نفس خود را در هر شرایطی حفظ کنیم و هرگز به دیگران اجازه ندهیم که آن را متزلزل کنند. باید متوجه باشیم که اعتماد به نفس کلید خلق تفکر مثبت است.
. خندیدن را فراموش نکنیم. خندیدن باعث میشود تا افکار ناراحت کننده و منفی جای خود را به افکار مثبت و شاد بدهند.
. بدانیم که اجرای راهکارهای تقویت مثبت هیچ هزینهای ندارند و به سن و سال افراد نیز مربوط نمیشوند.
. باید به تقویت مثبت اندیشی ایمان داشته باشیم و این شعار را هرگز فراموش نکنیم که "اگر افکارمان را کنترل کنیم، زندگیمان متحول میشود"
با ارائه نظرات پر مهرتان مرا یاری کنید.
با احترام حسینی
دوشنبه یازدهم آبان 1388
یاد باران
|
|
اگر يادمان بود و باران گرفت نگاهي به احساس گلها كنيم
|
|
سه شنبه بیست و یکم مهر 1388
مقدمه
قرار شده درباره موضوع ارتباط بازاریابی و کارآفرینی ، به بعضی موارد و مطالب اشاره ای کنم . از آنجایی که در حال حاضر در عصر ارتباطات هستیم و سرعت تبادل ارتباط بسیار بالا می باشد ، به همان مقدار سطح توقع افراد جامعه نیز بیشتر و بیشتر شده است .
در اکثر موارد مانند :
مسافرت ، تیپ ظاهری ، محل سکونت ، نوع رفتار و ... .
. در هر حال بازاریاب همان طوری که از اسمش مشخص است ، یعنی پیدا کردن یا ایجاد کردن بازار . و از طرفی کارآفرینی که امروزه در همه عرصه ها اعم از دانشگاهها ، محافل سیاسی ، محافل فرهنگی ، محافل اجتماعی و ... به عنوان موضوع داغ فقط نام برده می شود .
حال به ارتباط این دو علم می پردازیم . در ابتدا با مختصر تعریفی از بازاریابی شروع می کنیم .
بازار یابی
یعنی ایجاد یا پیدا کردن محیطی که بتوانیم محصولات یا افکارمان را در معرض فروش قرار دهیم ( به عبارتی در دسترس و اختیار دیگران ) .
تعریف دیگری که می توان به آن اشاره کرد ، تبلیغ می باشد . که آن هم یک نوع معرفی محصول در جامعه می باشد . با معرفی محصول می توان فضایی را جهت خرید و فروش ( بازار ) محیا کرد .
بازاریابی به مشخصه های مختلف تقسیم می شود که به برخی از موارد آن اشاره میکنیم.
مانند :
1- نوع محصول،
2- محیط ارائه محصول ،
3- بازاریاب ،
4- قیمت متعارف محصول .
1- نوع محصول :
باید بدانیم چه محصول یا چه چیزی را قرار است در اختیار جامعه یا در معرض فروش قرار دهیم ؟ آن نوع محصول چه قابلیت هایی را داراست ؟ آیا صرفا مربوط به فصل یا موقعیت خاص یا مکانی است ؟
2- محیط ارائه محصول :
یعنی جایگاه محصول می بایست مشخص باشد .
یعنی محیطی که قرار است ارائه شود ، همیشه بحث و صحبت کرد . این نوع تفکیک که در چها رقسمت ذکر شده است نشانه شناخت 90% ما از محیط اطراف همراه با چالشها ، همراه با موقعیت ها و تعاریف گوناگون مانند مشخص نمودن محیط ( همان بازار ).
برای مثال : هدف از ایجاد ماشین فولوکس درکشور روسیه یا همان شوروی سابق به چه منظور بوده است ؟( این ماشین منحصر به فرد ، به خاطر نداشتن رادیاتور ساخته شده است . زیرا درآن هوای سرد و یخبندان سرزمین های سیبری در زمان جنگ ساخته شده بود . )
و این را خود نوعی ابتکار عمل خوب از یک مبتکر می دانند که از فکر خلاق خود استفاده کند و یک محصول یا کاربردی خوب را به بازار ارائه دهد . تا در آن محیط قابلیت استفاده داشته باشد .
3- بازاریاب :
به فرد یا افرادی گفته می شود ،که با معرفی محصول در نقاط مختلف جامعه، آنرا در معرض فروش قرار می دهند . اگر بازاریاب به جا و خوب موقعیت یابی کند و بتواند اطلاع رسانی درست انجام دهد ( همراه با اطلاعات بالا ) می توان گفت تا 80% کالای خود را در بازار به فروش برساند . ( بازار را از آن خود کند )
4- قیمت متعارف محصول :
یعنی می توانیم در ارائه محصول زیاد مادی گرا نباشیم . برای اینکه بعضی از افراد به کیفیت در مرحله اول و بعد به قیمت توجه دارند . البته نه اینکه از ارزش محصول یا کار کاسته نشود ، ولی طوری باشد که اگر در حالت نوسان هم بود ، قابل تحمل باشد . زیرا با وجود تنوع محصول در جامعه می بایست حد تعارف را در نظر گرفت .
کارآفرینی و ارتباط آن با بازاریابی
بازاریابی :
یعنی بتوانیم توسط شخص یا اشخاصی محیطی را ایجاد کنیم که محصولات را بتوان در تعداد زیاد به فروش رساند .
افراد یا فردی که می تواند این محیط را ایجاد کند ، می بایست دارای مشخصات خاصی باشد .
1- خلاق ،
2- مبتکر ،
3- نوآور ،
4- دادن ایده نو ،
5- ریسک پذیر ،
6- داشتن اعتماد به نفس ،
7-اهل مشورت و ... .
به گروه یا کسی که بتواند مشخصات فوق را داشته باشد ، کارآفرین می گویند .
یک کارآفرین، فردی است که می تواند با ایجاد محیطی با شرایط خاص ، کار نو و جدید و منحصر به فردی را ارائه دهد که برای اکثرافراد جامعه قابل قبول باشد . و به آن به اصطلاح کارآفرینی میگویند .
با تعاریف ذکر شده بهتر می توانیم به ارتباطات بین بازاریابی و کارآفرینی بپردازیم .
درباره بازاریابی و کارآفرینی ، فاکتورهایی را ذکر کردیم .
متاسفانه همیشه تعاریفی که از کارآفرینی شنیده شده است ، بحث اقتصادی بوده است . ولی ما با تعاریف گوناگونی از قبیل سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی و ... آشنا شدیم . که هرکسی میتواند در هر حرفه یا شغل یا ... درحیطه کاری خود یک کارآفرینی خلق کند .
بازار یاب میبایست به نکات و مسائل اولیه مسئله کاری خود آشنایی کاملی داشته باشد . مانند: اطلاعات کافی از نوع کالا که قرار است آنرا ارائه دهد . افرادی که قرار است از محصول مورد نظر استفاده کنند . محیطی که می بایست کالا در آن ، به معرض دید یا فروش قرار گیرد . و قابلیت هایی را حتما در نظر بگیرد .مانند : برنامه ریزی ، اطلاع از خط تولید یا تعداد محصول در اختیار .
یعنی بداند این محصول یا کار تا چه اندازه قرار است در جامعه استفاده شود یا تا چه وقت می تواند این محصول را با چه تعداد به فروش یا در اختیار افراد قرار دهد . موقعیت خاص یا عمومی که قرار است در آن به بازاریابی مشغول شود را مشخص کند .
همه این تعاریف و موارد بیانگر این مورد است که یک بازاریاب می بایست در مرحله دوم پس از انتخاب شغل که همان بازار یابی است ، یک کارآفرین باشد . یعنی از شیوه و روشهای جدید برای آشنایی محصول یا کارخود برای آشنایی با مردم استفاده کند . نگاه کلی به همه موارد و چالشها داشته باشد . در مواردی که از ذهن خلاق خود و یا گروهی که درآن به عنوان مرکز فرماندهی و هدایت است ، به بهترین نحو استفاده کند .
مثال : ما برای رفتن به سفر چه مواردی را مد نظر قرار می دهیم ؟
1- فکر رفتن به سفر در ذهن ما شکل می گیرد .( اما باید این افکار را اگر به آن ایمان داریم ، به مرحله عمل قرار دهیم . )
2- برنامه ریزی عبارت است : (1- مقصد ، 2- هدف از رفتن به سفر ، 3- مشخص کردن مسیر راهها ، 4- مطالعه و بررسی مسافت + شرایط راه + نحوه رفتن ، 5- افرادی که قرار است در این سفر همراه ما باشند ، 6- مدت اقامت سفر ، 7- زمان برگشت ، 8- وسیله ایاب و ذهاب . )
حال بازاریاب ها باید بتوانند در حرفه خود ابتدا معرفی خود به دیگر همکاران مانند : مدیریت فروش ، کارکنان فروش ، مدیریت تولید و کارکنان تولید تا حدودی به قبولانند که محصولات شما به بیشترین تعداد و بهترین وجه ممکن ، قرار است در معرض فروش قرار گیرند .
این نکته همان هدف اصلی مجموعه است . شایان به ذکر است مدیریت تولید در بحث کلان قابل دسترسی نیست . ولی می تواند با توجه به اطلاعات کامل و نسبتا دقیق که از طریق مدیریت فروش در اختیارش قرار می گیرد ، استارت اولیه را بزند .
چرا اطلاعات قبل از شروع کار لازم است ؟
ما می دانیم که هیچ موفقیتی اتفاقی نیست و تنها با برنامه ریزی ، پشتکار و ... قابل دستیابی است . این تعاریف فقط برای مجموعه ای قابل تعریف است که بخواهند از هنر و علم کارآفرینی بهره ببرند و به ارزش واقعی محصول خود پی برده باشند . یعنی داشتن هدف و اعتماد به نفس در مجموعه.
بازاریاب موفق باید به اطلاعات روز جامعه و دنیا اشراف نسبتا خوبی داشته باشد . محصولات مشابه را بشناسد و اگر فردی یا خریداری از او نسبت به خرید محصولاتش دلیل و دلایلی خواست ، بتواند به صورت و عامیانه و هم تخصص علمی ، توضیحات قابل قبولی داشته باشد . این هنر فقط از کسی ساخته است که دارای روابط عمومی بالا ، قدرت بیان خوب ، داشتن اطلاعات کافی و ... باشد .
و ما هر چه به تعاریف و کیفیت بیشتر فکر میکنیم و می پردازیم ، بیشتر به نقش بسیار مهم کارآفرین و کارآفرینی میرسیم . این نقش تاثیر بسزایی در محیط بازار – جذب مشتری – ارائه محصول و خدمات داراست .
ما اگر به زمان نه چندان دور برگردیم ، میتوانیم با موارد زیادی روبرو شویم که به دلیل تناسب نداشتن امکانات و اطلاعات کافی از موارد ذکر شده ، چه بسا با شکست یا همان جایگاه همیشگی و اولی مواجه می شویم .
مثال : برای خرید وسایل مورد نیاز منزل همیشه می بایست مقدار زیادی پول به همراه میبردیم که هزینه های خرید ،امنیت ، سختی راه ، حمل وسایل خریداری شده و ... از این قبیل مشکلات مواجه می شدیم . حال با ابتکار عمل عده ای از مشاغل مانند : سوپرمارکتها + بانکها + اغذیه فروشی ها و ... بسیاری از این مشکلات کاسته شده، ولی درک این رفتار در حال حاضر فقط در 10% از افراد جامعه به چشم میخورد (قادر به انجام این نوع امورات هستند ).(تحقیقات میدانی)
به امید روزی که ما بتوانیم درفرهنگ استفاده از وسایل شخصی ترافیکی هم به یک نوآوری بهتر و بیشتری برسیم تا همه افراد جامعه جهت ایاب و ذهاب عمومی ، با مسائل و قوانین ترافیکی ،کمتر درگیر باشند .(استفاده از وسایل عمومی به شرط آنکه دسترسی آن برای عموم مردم آسان باشد و فقط محدود به محدوده مرکز شهر نشود.)
تذکر:همیشه می بایست میزان فروش و سفارش از میزان تولید 30% بیشتر باشد . یعنی میزان تقاضا بیشتر از تولید باشد که هم تعادل نسبی در امر خرید میسر شود و هم چرخه تولید به صورت زنجیره وار ادامه داشته باشد ( پشتوانه تولید).
نتیجه :
ما باید بدانیم و به این باور برسیم که بدون برنامه ریزی و نداشتن هدف ، هیچگاه نمی توانیم ثمره مطلوب و مورد نظر خود را از حسن انجام کار خود دریافت کنیم . در غیر این صورت همیشه با موانع و چالشهای از پیش تعیین نشده ای مواجه خواهیم شد و بیشتر وقتمان صرف حل بحران ها خواهد شد و از هدف اصلی که درذهنمان تداعی شده است ، دور خواهیم ماند . گرچه مواردی را به نیت و اقبال یا شانس مرتبط می کنیم ،ولی می دانیم که اگر نیت و اقبال و شانس چیزی بود که وجود داشته باشد ،تا به حال مغازه ای جهت فروش این اقلام احداث می گردید.
شانس همان استفاده بهینه و مطلوب از موقعیت های پیش رویمان است . که اگر درست با برنامه ریزی و قابل اجرا شود ، مطمئنا درصد قابل قبول (90%)را به دنبال خواهد داشت و اگر غیر این باشد ،با عواقبی از قبیل شکست یا همان درجا زدن مواجه می شویم .
1- بازاریابی موفق است که از محیط اطراف خود ،اطلاعات کافی داشته باشد .
2- نسبت به هدف مجموعه ، اعتمادکافی داشته باشد .
3- انگیزه کافی در وجود او باشد تا بتوان آنرا نسبت به ارتقاء تحریک کرد.
4 - به علم روز و محصول ، آگاهی کافی داشته باشد .
5- جویای نام باشد و پشتکار و اعتماد به نفس در او وجود داشته باشد .
6- روابط عمومی قوی داشته باشد.
با تشکر :
ابوطالب حسینی

